خرید بک لینک
فکر کن در یک غروب اول اسفند کسی را که دوستش داری، ناگهان در میان کافه ای دنج پیدا کنی و با او یک فنجان چای بهار نارنج بنوشی. یا روی صفحه ی تلفن همراهت چهره ی مادرت ظاهر شود و صدایش آرامت کند که: «کجایی مادر؟ شام خوردی؟» زندگی همین است. دیدن یک فیلم خوب در سینما و ساعت ها بحث با کسانی که از جنس تو اند. زندگی یعنی سفر، یعنی بستن یک چمدان با ذوق، یعنی کاسه ی آبی که پشت سرت می ریزند. زندگی یعنی یک جمع دوستانه که بعد از سال ها به هم رسیده اند و انگار هنوز سرشار اند از حس نوجوانی گم شده. زندگی یعنی زنگ در را که می زنی پدرت در را باز کند و با آن چهره ی خسته اما مهربان از پشت آن سبیل های پر پشت، سلامت را جواب بگوید. زندگی یعنی برادرت، خواهرت، صدایت کند تا برایت چیزی را تعریف کند که تا به حال به کسی نگفته. زندگی یعنی شب که به خانه بر می گردی یک نفر دیگر خانه باشد تا چای داغ را کنارش سر بکشی و به این فکر کنی که تا سال جدید فقط یک ماه باقی مانده.

برچسب: نویسنده: درساااااااا تاريخ: سه شنبه 13 اسفند 1392 ساعت: 14:11

صفحه بندی