[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/8 ساعت: 10:13
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینمهر جا که پا میذارم تو رو اونجا میبینم یادمه چشمای تو پر درد و غصه بودقصهی غربت تو قد صد تا قصه بودیاد تو هر جا که هستم با منهداره عمر منو آتیش میزنه تو برام خورشید بودی توی این دنیای سردگونههای خیسمو دستای تو پاک میکرد حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوبچرا بیصدا ...
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/8 ساعت: 10:7
من همونم که همیشه غم و غصهم بیشماره اونی که تنهاترینه، حتا سایه هم نداره این منم که خوبیامو کسی هرگز نشناخته اون که در راه رفاقت همهی هستیشو باخته هر رفیق راهی با من دو سه روزی همسفر بود ادعای هر رفاقت واسه من چه زودگذر بود هر کی با زمزمهی عشق دو سه روزی عاشقم شد عشق اون باعث زجر همهی دقایقم شد اون ...
شاید - تاریخ: 1392/12/8 ساعت: 10:4
♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫ یه روز از پیش تو میرم که هوا بارونیه یه روز از پیش تو میرم که اشکام پنهونیه.لحظه تلخ جدایی سر رو زانوم میزارممیگم آسمون بدونه که چقدر دوست دارمشاید روزی که میرم و تنم توی یه پارچه سفید پیچیده شده باشهاینو برات به یادگار بزارم... منو تو عاشقه♫♫♫منو تو عاشقه ابرای بهاریم مگه نهواسه دیدار ...
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 12:0
تو بخواب...منتمامِ شب هایِ با تو بودن رابايد بيدار باشم...هر شبهزاران بوسه نذرت کرده ام ...من ميبوسمتخدا می شمارد ...يک ،دو ،سه ....
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:58
زیباست این زندگی با تو ، فقط با تو . زیباست لحظه های عاشقی ، با تو ، تنها در کنار تو زیباست لحظه غروب ، با تو ، فقط به یاد تــــو آن لحظه که با تو هستم ، بهترین لحظه زندگی ام است که دلم نمیخواهد آن لحظه بگذرد
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:55
گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!!که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی..و همچون تاریکی در هراسیحتی چشمانت را در کلبه ی وجودش نیافتیتو خود، او بودی و او تو نبود...چه بد کردیم به خود... هر چیز زمانی داردنفس هم که باشیدیر برسیمن رفته ام . . .
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:50
کاش می شد که کسی می آمدباور تیره ی ما را می شستو به ما می فهماند...دل ما منزل تاریکی نیستاخم بر چهره بسی نازیباستبهترین واژه ، همان لبخند استکه از لبهای همه دور شده ستکاش می شد که به انگشت نخی می بستیمتا فراموش نگردد که هنوز انسانیم...!!!
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:47
هــــر راهـــی را کــــه رفـــتــه بـــاشــــم ... هــــر چـــقــــدر هــــم دورتــــر کـوتــاه تــریــن اســت بــرای رســیدنِ دوبــاره بــه تــو کـــافــــی ســــت کـــه یــکــبـــار دیــــگـــر نــــامـــم را صـــدا بـــزنـــی بـــر مــــی گـــــردم....
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:45
یه وقتا فک میکنم اگه زمان برمیگشت به عقب خوب بود...چه کارا که نمیکردمبعد میگم بابا توهنوزم همون آدمیو دنیاهم همونطورهاگه راس میگی الانتو تغییربده تا آیندت تغییر کنهگذشته ها گذشته!
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:43
قدمهایم را برمیدارم میروم از کنار تمام روزها رد میشوم و تمام خاطرات به تو که میرسم میایستم ... توان حرکتم نیست غم نبودنت چقدر بزرگ است وحس بودنت چقدر شگفت انگیز میخواهم تاابد در همین نقطه بمانم جایی که تو هستی و من و زندگی کاش زمان همینجا متوقف بماند ....
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:39
نگران دلتنگی هایم نباش اینجا اگر سیل هم بیاید هیچ سکوتی شکسته نمی شود و هیچ بغضی،در فریاد نمی ترکد اینجا به ظاهر آرام است و هیچ تلاطمی رودخانه را به هم نمی ریزد و هیچ صدایی گوش را نمی آزارد پس بیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:37
دلت تنگ یک نفر که باشدتمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذردو لحظه ای فراموشش کنی فایده ندارد...تو دلت تنگ است...دلت برای همان یک نفر تنگ است...تا نیاید...تا نباشد...تو هنوز دلتنگی !!!
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:34
دیر آمدی...تمام شده ام دیگر...بس که بلعیده ام اندوه نبودنت را...اما!!!!!!می بخـــــــــشمـــــــــت!با آنکه هزار شب بی خوابی طلب دارم از تــو
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/7 ساعت: 11:30
حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسدو بوسیدنت موکول شدهبه تمامی روزهای نیامده.. حالا که هر چه دریا و اقیانوس رااز نقشه جهان پاک کردیمبادا غرق شوم در رویایتباید اسمم رادر کتاب گینس ثبت کنمتا همه بدانند- یک نفربا سنگین ترین بار دلتنگیروی شانه هایش -تو را دوست میداشت
[عنوان ندارد] - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 11:39
از بوسه هایــــــ قلابـیـــღ تلفنیـــ خسته شدمــاز بغل هایـــ محکمـــ اس ام اسیــღاز عشقـــ بازی هایـــ داغ ღچتاز همه خسته امـــتو کنارم باشـــهوای تنتღ کافیستــــ ...
از دوستت دارم - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 11:37
از تو سخناز به، آرامیاز تو سخناز به، تو گفتناز تو سخناز به، آزادیوقتی سخن از تو می گویماز عاشق، از عارفانه می گویماز دوست دارم، از خواهم داشتاز فکر عبور، در، به تنهاییمن با، گذر از دل تو می کردممن با سفر سیاه چشم تو زیباست، خواهم زیستمن با، به، تمنای تو خواهم ماندمن با سخن از تو خواهم خواندما خاطره ...
همه چیز به تو بستگی دارد - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 11:35
این روز ها حالم را فقط تویی که نمی فهمی. تا می رسی به من تمام خاطرات کهنه ات سر باز می کند و یاد گذشته رهایت نمی کند. وقتی... از هرچه بگویم بی فایده است. اصلاً زمستان یعنی همین. یعنی همین که پایت سر خورد و افتادی دیگر کسی نیست که بلندت کند. یعنی تا چشم هایت را نبندی تا خوابت نبرد، کسی به دیدارت نمی ...
نفسم - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 11:34
✮ ✯ شبی از شبهــــا✮ ✯✯ یاد من ✯✮ ✯ __ پاورچین پاورچین __ ✮ ✯✯ از درِ خانه برون رفت. ✯✮ ✯ و ندانستم کِی باز آمد، ✮ ✯✯ و کجا بود. ✯✮ ✯ آنقدر بو بردم،✮ ✯✯ که تنش بوی دلاویز تو را با خود داشت. ✯
عشقت - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 11:32
عشقت اندوه را به من آموختو من قرنها در انتظارِ زنی بودم که اندوهگینم سازد!زنی که میان بازوانش چونان گنجشکی بگریمُاو تکه تکههایم را چون پارههای بلوری شکسته گِرد آورَد!عشقت بدترین عادات را به من آموخت! بانوی من!به من آموخت شبانه هزار بار فال قهوه بگیرم،دست به دامن جادو شومُ با فالگیرها بجوشم!عشقت مَرا...
یادگاری - تاریخ: 1392/12/6 ساعت: 11:31
نمی دونم خوبه یا بد. اینکه عادت داشته باشی تمام یادگاری هات رو یه جایی برای خودت نگه داری. خب همیشه فکر می کردم یه روزی در آینده هر کدوم از اون یادگار ها کمکم می کنن تا تکه هایی از دلم رو که در گذشته جا مونده پیدا کنم و خودمو به خاطر بیارم. شاید به همین دلیل تمام اون چه رو که روزی برام معنی خاصی داش...